سلام
این دل نوشته رو تقدیم می کنم به کسی که خودش می دونه ... از دنیا سیرم و از زندگی خسته ولی تنها یک چیز مرا نگاه داشته است و آنهم چیزی نیست جز شقایق قلبم جز تو یار مهربانم در روزگاری که تمامش شده نیرنگ و نیرنگ و نیرنگ در زمانه ای که اگر دیگران را نکشی زنده نخواهی ماند اگر رک و رو راست صحبت کنی تو را بی فرهنگ و عقب مانده میدانند و همیشه باید به لفافه سخن گفت در جایی که اگر چه از دانش و خرد فرزانه باشی ولی لباست کهنه و مندرس باشد تو را دیوانه می دانند در جامعه ای که همه چیزش شده ظواهر دنیا و بوی زندگی از آن به مشام نمی رسد دیگه به چه چیزش میشه دل بست جز تو و خدا می داند که اگر تو نبودی محال بود که حتی یک لحظه در اینجا بمانم می گریختم و دور می شدم تا بوی گند مردمان به ظاهر انسان را حس نکنم پس فقط به خاطر تو می مانم چون تا ........... هست زندگی باید کرد .. 
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 17:21 توسط پارسا |